محمد تقي جعفري
123
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
ملاحظه مىشود كه ماكس پلانك با صراحت كامل موضوع آزادى اراده را از حيطهء عليت بيرون مىكشد و آن را جداگانه به عنوان وابستهء سر چشمهء معرفت درونى مطرح مىسازد . ماكس پلانك كه از نظر فيزيكى به مسائل مربوط به عليت كاملًا آشنايى دارد و كاوشهاى او در متن رويدادهاى جهان فيزيكى و قلمرو درونى قابل اطمينان مىباشد . مقصودش اين نيست كه قانون عليت وجود ندارد . و تصادف امرى ممكن است ، بلكه مىخواهد اذهان بشرى را به اين نكته آگاه سازد كه با ابزار و وسايل معلومات كلاسيكى نمىتوان عليت را كاملًا توضيح داد ، دليل اين مطلب را در زير ملاحظه كنيم : « در دستگاه آهنگدار فيزيك نسبيتى رسمى ، فرضيهء كوانتوم به تازگى پريشانىهايى ايجاد كرده و هنوز كسى نمىتواند بگويد كه اين فرضيه چه تأثيرى در صورت بندى قانون عليت خواهد داشت . ظاهراً لزوم تغييراتى احساس مىشود ، ولى من مانند بسيارى از علماى فيزيك عقيده دارم كه در پايان كار فرضيهء كوانتوم با معادلاتى نمايانده خواهد شد كه قانون عليت را به صورت دقيقتر و صحيحترى نمايش دهد . » ( 1 ) ماكس پلانك عبارت ديگرى دارد كه مضامينش صريحتر از مضامين عبارت فوق قانون عليت به معناى معمولى را بلكه عليت به تمام معناى آن را از قلمرو من انسانى بيرون مىسازد ، مىگويد : « اين كه فرد از لحاظ فعل كنونى خود نمىتواند محكوم قانون عليت باشد ، حقيقتى است كه بر پايهء منطقى بنا شده است و از نوع معلومات پيش از تجربه است و شبيه است به اين اصل بديهى كه جزء ممكن نيست از كل خود بزرگتر باشد . ناتوانى فرد براى مشاهدهء فعاليت خويش
--> ( 1 ) مدرك مزبور ص 200 . . البته اين نكته را بايد در نظر بگيريم كه پيش بينى ماكس پلانك در بارهء بقاى قانون عليت در قلمرو علوم در جهان فيزيك بوده باشد نه در جهان درونى كه در عبارت فوق صريحاً آن را از مشمول بودن به قانون عليت بر كنار زده است . .